پیاده سازی ارگونومی در جهان با چالش های فراوانی روبروست. این چالش ها، مختص کشورهای در حال توسعه مانند ایران نیست بلکه در تمام دنیا به علت اثر بخشی دیرهنگام پروژه های بهبود ارگونومی، همچنین عدم آشنایی با مزایای کاربرد این دانش در سازمانها مقاومت در برابر تغییرات ارگونومیکی مشاهده می شود.
چالش های موجود، ناشی از عدم وجود تفکر انسان گرایانه در طراحی سیستم های کار است زیرا هنوز ارگونومی به عنوان یک نیاز در حیات جاری سازمان ها مطرح نیست. در اولین گام باید جامعه صنعتی را نسبت به ضرورت پیاده سازی ارگونومی توجیه کرد. سپس نیاز به ارگونومی در سازمان ایجاد می شود. پس از آن در سطح تخصصی می توان به مرحله تدوین روشهای پیاده سازی، تدوین استانداردهای ارگونومی و بومی کردن آنها در جهت رفع نیازهای سازمان وارد شد. در این میان ماکروارگونومی (طراحی سازمان و مدیریت بر مبنای اصول ارگونومی) به عنوان رویکردی جامع نگر مهمترین نقش را در ادغام دانش ارگونومی در طراحی سیستم های کار دارد.

کار و انسان دو جزء اصلی و تفکیک ناپذیر هستی است که باید به گونه ای متناسب با یکدیگر برنامه ریزی شوند. نبود همخوانی و تناسب میان توانمندی های انسان و نوع کاری که او انجام می دهد یا مسئولیتی که بر عهده وی نهاده می شود، سبب بروز مسائل و مشکلات بسیاری می شود که از آن جمله میتوان به رخداد حوادث و بیماری های ناشی از کار و پایین بودن بهره وری نیروی کار اشاره کرد.
برای پیشگیری از بروز این گونه مسایل و تامین تندرستی نیروی کار، ارگونومی، به عنوان رهیافتی کارآمد، به یاری انسان می شتابد. ارگونومی، ابزاری است که به کمک آن، انسان قادر است محیط زندگی و کار، و نیز وسایل و تجهیزات مورد استفاده رامطابق با توانمندیها و ویژگی های خود طراحی کند. کاربرد ارگونومی در طراحی فرایندها و سیستمها، تاثیر بسیاری بر افزایش تولید، کاهش هزینه های درمانی، افزایش رضایت شغلی، افزایش بهره وری و به طور کلی، فرآوری نیروی کار داشته و افزایش درآمد ملی و منافع اقتصادی را سبب می شود.